ماجرای این ١٢ نفر که بهطور جداگانه قصد خروج از کشور را داشتند، از چند روز پیش شروع شد. اما ماموران گمرک بازرگان با هوشیاری و رصد یک محموله خروجی به وسیله دستگاه ایکسری موفق شدند ٦ انسان را که در میان بار این کامیون مخفی شده بودند، شناسایی و کشف کنند. همه این ٦ نفر از اتباع کشورهای همسایه بودند. این افراد با مخفیشدن در بار شمش به مقصد ترکیه سعی داشتند از کشور خارج شوند. یک روز پس از آن ماموران به یک تریلی دیگر هم مشکوک میشوند، آنها با رصد اسکن محموله به وسیله دستگاه ایکسری موفق به کشف و شناسایی آنها شدند.
اما ماجرای سومین محموله قاچاق انسان از مرز بازرگان کمی متفاوت بود. سه دختر و زن و جوان با مخفیشدن در بین محمولههای پتروشیمی قصد ورود به خاک ترکیه داشتند که این سه نفر هم با بررسی بار تریلی و استفاده از دستگاه ایکسری به هدفشان نرسیدند. براساس اعلام مسئولان گمرگ بازرگان یکی از این سه نفر یک دختر جوان اهل گینه بوده و دو نفر دیگر تهرانی بودند. درواقع یکی از این افراد دختری ٢٢ ساله از تهران و دیگری زن جوانی بوده که برای رسیدن به فرزندش از کرج تن به خروج غیرقانونی از کشور دادهاند. زن جوان کرجی از سوی همسرش خروج ممنوع شده بود. همسر این زن چند ماه قبل همراه با تنها فرزندشان از کشور خارج شد و به ترکیه رفت. بنابر اظهارات زن جوان همسر و فرزندش در شهر استانبول زندگی میکنند و او در این مدت هرکاری کرده تا بتواند فرزندش را دوباره ببیند. اما همسرش قبل از خارجشدن از کشور او را خروج ممنوع کرده بود، به همین دلیل او مجبور شده برای دیدن فرزندش به دنبال قاچاقبرها باشد. این زن برای خروج از کشور ١٤میلیون تومان به قاچاقچیها پرداخت کرده بود.
اما نفر دوم، دختر جوان اهل سعادتآباد تهران است، این دختر هم مشابه همسفرش حق خروج از کشور را نداشته، اما خروج او از سوی پدرش ممنوع شده بود. این دختر با یک ایرانی ساکن استانبول آشنا میشود و پس از گذشت مدتی از آشناییشان تصمیم میگیرد برای کار و زندگی به استانبول برود. او قصد داشت به واسطه همان دوست ایرانیاش برای مدتی در استانبول در یک فروشگاه لباس کار کند، اما پدر این دختر وقتی از برنامههای او مطلع میشود، مخالفت میکند. درنهایت اصرار دختر برای رفتن باعث میشود پدرش او را ممنوع الخروج کند. دختر جوان هم وقتی میفهمد امکانی برای خروج قانونی از کشور ندارد، سراغ قاچاقچیان میرود. او هم حدود ١٤میلیون تومان به آنها پرداخت میکند و با یک زن کرجی و یک دختر جوان اهل گینه در تریلی حامل مواد پتروشیمی مخفی میشود، تا شاید از این طریق بتواند به رویاهایش برسد. اما او همراه با دو همسفرش در مرز بازرگان از سوی ماموران گمرک شناسایی و دستگیر شد.