میار: داد زدم همسر و فرزندم را كشتم اما هيچكس حتي مرجع انتظامي و قضايي هم حرفهايم را باور نكردند
به گزارش میار، اواخر آبان ماه سال 94، در حاليكه همه تصور میکردند زن همسایه شان، بخاطر زایمان و تولد نوزادش به خانه مادرش رفته است، پدر خانواده با هیاهوی عجیبی در محلهشان از پنجره خانه فریاد زد که من همسر و بچههایم را کشتهام. هیچ کس این فریادها را جدی نگرفت، چرا که همه میدانستند میثم شیشهای است و همیشه رفتاری توهمآلود دارد و تصور کردند وی بخاطر زیادهروی در مصرف شیشه چنین دروغی را فریاد میزند.
همان روز و هنوز ساعتی از فریادهای مرد شیشهای نگذشته بود که میثم هراسان و با خشونت به طبقه پایین ساختمانشان رفت و با شکستن در یکی از آپارتمانهای همسایه دعوا راه انداخت. همه از این رفتار مرد شیشهای شوکه شده بودند. همه تصور میکردند وی واقعاً در توهم شیشه به سر میبرد و به همین خاطر پلیس در جریان ماجرا قرار گرفت و این مرد شیشهای بازداشت شد.
ساعت سه عصر سهشنبه سوم آذر ماه سال 94، ساکنان محله خانیآباد با استشمام بوی تعفن از خانه مرد شیشهای به ماجرا مشکوک شدند. آنها ابتدا گمان میکردند در غیاب زن و فرزندان میثم و بازداشت وی از سوی پلیس، خوراکیها در خانه فاسد شده و باعث انتشار این بوی تعفن شده است. همسایهها برای رهایی از بوی بد به تکاپو افتادند و وقتی پلیس وارد ماجرا شد مأموران کلانتری خانیآباد بلافاصله خود را به خانه مرموز رساندند و با دستور قضایی توانستند وارد این خانه شوند و منشأ بو را در کمد دیواری ردیابی کنند. مأموران در بازرسی از این کمد اسرارآمیز با یکی از تلخترین صحنههای دنیا مواجه شدند.
مأموران با بررسی صحنه هولناک در کمد دیواری دو ساک سنگین را از میان رختخوابها بیرون کشیدند و با اجساد دو کودک خردسال که یکی از آنها نوزاد بود روبهرو شدند. سپس در زیر رختخوابها نیز جسد مادر جوان آنها پیدا شد که با مهارت در زیر ملحفهها جاسازی شده بود. صحنه دردناکی بود. هیچ کس باور نداشت چنین اتفاق تلخی افتاده باشد. مأموران پس از کشف اجساد مادر و کودکها در جلوی کمد طناب داری را دیدند که احتمال دادند متعلق به قاتل بوده است. با گزارش این جنایت وحشتناک بازپرس منافیآذر از شعبه سوم دادسرای امور جنایی تهران به همراه تیم تحقیق و مأموران اداره 10 پلیس آگاهی در محل حاضر شده و تحقیقات را آغاز کردند. کارشناسان پزشکی قانونی نیز زمان وقوع قتل نسرین 24 ساله، آرین 2 ساله و آرمین 15 روزه را 10 روز پیش و همزمان با فریادهای پدر شیشهای خانواده که همه همسایهها شنیده اما اعتنایی به آن نکرده بودند، دانستند.
بررسیهای پلیسی نشان داد میثم به خاطر دعوا با همسایهاش و با دستور مقام قضایی به زندان افتاده است.
کارآگاهان پی بردند این مرد جنایتکار پس از بررسی شکایت مرد همسایه در دادسرای بعثت به اتهام دعوا و درگیری به زندان فشافویه منتقل شده است. با بدست آمدن این سرنخها، بازپرس جنایی شبانه به زندان فشافویه در جاده قدیم قم رفت و میثم را تحت بازجویی قرار داد. میثم که آثار مصرف شیشه در وی از بین رفته بود وقتی خبر مرگ زن و دو پسر خردسالش را شنید به گریه افتاد و در برابر تیم قضایی و پلیسی، به بازسازی صحنه 3 جنایت تکاندهنده پرداخت و درحالی که گریه میکرد گفت: من نسرین را دوست داشتم. یک پسر 2 ساله داشتم و پسر دیگرم تنها 15 روز از تولدش میگذشت. راضی به مرگ آنها نبودم اما شیشه، زندگیام را نابود کرد. در یک لحظه همه زندگیام را که با عشق بدست آورده بودم از دست دادم. من کارگر مبلسازی هستم. چند وقت پیش به خاطر بدهی با باجناقم دعوا کرده بودم و پول دیه و قرض قبلیام 60 میلیون تومان میشد. در این مدت 14 میلیون تومان را توانستم پرداخت کنم. به همین خاطر مادرزنم و نسرین با من مدام دعوا میکردند. آن روز هم نسرین سر همین موضوع بحث راه انداخت. شیشه کشیده بودم و حوصله سر و صدای او را نداشتم در حاليكه بچهها هم گریه میکردند. در یک لحظه کنترلم را از دست دادم و با روسری، او و بچههایم را خفه کردم. اجساد دو بچهام را داخل دو ساک گذاشتم و بعد جسد نسرین را در کف کمد گذاشته و رختخواب را رویش قرار دادم و در پایان جسد بچههایم را روی همه آنها قرار دادم. داد و فریاد راه انداختم که قاتل هستم اما کسی باور نکرد.
بنابه این گزارش، این مرد جنایتکار پس از احضار به دادسرا ماجراي قتل اعضای خانوادهاش را بازسازي كرد و در انتها با دستور بازپرسي كيفرخواست عليه او صادر و ديروز صبح در شعبه دهم دادگاه كيفري يك استان تهران به رياست قاضي قربانزاده و مستشاري قاضي تقيان به دفاع از خود پرداخت.
در ابتداي اين جلسه اولياي دم مقتول كه همان همسر قاتل بود براي او درخواست قصاص كردند و متهم به قتل با قبول اتهام قتلش در جايگاه محاكمه گفت: ماجراي قتل را قبول دارم. شيشه كشيده بودم و در حال خودم نبود و بعد از قتل نيز به همه گفتم كه چه كاري كرده ام اما هيچكس حتي ماموران كلانتري و قاضي دادگاه نيز حرف هايم را نپذيرفتند تا اينكه راز جنايت كشف شد و مرا به اتهام قتل فرزندان و همسرم بازداشت كردند.