ساعت 4 بامداد جمعه 16 مرداد ماموران کلانتری 113 بازار در تماس با بازپرس جنایی پایتخت از کشف جسد غرق در خون پسر ناشناسی در یکی از خیابانهای محله 15 خرداد خبر دادند.
با حضور ماموران جنایی در محل حادثه در کوی جمشیدپور، آنها با جسد غرق درخون پسر جوانی مقابل در ورودی یک ساختمان روبهرو شدند. در ادامه با بررسی ساختمان مشخص شد خانه مخروبه دارای چند اتاق است که بهعنوان انبار لوستر استفاده میشد.
با شناسایی مالک ساختمان،تحقیقات از مرد میانسال آغاز شد. او در بازجوییها گفت از این خانه بهعنوان انبار لوستر استفاده میکنم و پسر 20 ساله تبعه افغانستان به نام رسول نیز بهعنوان نگهبان شبها مراقب ساختمان و اموال داخل آن است. ساعت 12 امشب فردی با من تماس گرفت و گفت نگهبان ساختمان چاقو خورده و به بیمارستان سینا منتقل شده است. وقتی به آنجا رفتم متوجه شدم نگهبان20 ساله در اتاق عمل است. برای بررسی خانه به اینجا آمدم که با جسد پسرناشناس روبهرو شدم. رسول روزها در نان فانتزی در چهارراه سیروس کار میکرد و شبها نگهبان خانه و اموالم بود.
در ادامه هیچ کدام از اهالی نتوانستند مقتول را شناسایی کنند. پزشک جنایی هم پس از معاینه جسد پسر جوان اعلام کرد، ضربات مرگبار از پشت سر به مقتول خورده است.
سرانجام چهار روز بعد، رسول در بیمارستان با اعتراف به قتل پسر جوان گفت: مقتول به نام اسماعیل پسرعمویم بود. او همراه برادرش برای کار به ایران آمد. از قبل به علت اختلافات خانوادگی رابطه خوبی با هم نداشتیم. دو روز قبل از جنایت او به دیدنم آمد و روز بعدش رفت. اسماعیل شب قتل تماس گرفت و پرسید کجا هستم و من هم گفتم تنها در انبار هستم. دقایقی بعد او هم آنجا آمد. در را قفل کردم و مشغول تماشای تلویزیون شدیم. قبل از خواب او از آشپزخانه چاقویی برداشت و به سمتم حمله کرد. برای دفاع قصد داشتم چاقو را از او بگیرم که او چاقو را به پهلویم فرو کرد. اسماعیل قصد فرار داشت که متوجه شد در قفل است. او به اتاق آمد و کلید را از زیر تشک برداشت. وقتی قصد داشت در را باز کند چاقو را از پهلویم در آوردم و از پشت دو ضربه به او زدم. بعداز قتل به نان فانتزی رفتم و دوستانم مرا به بیمارستان بردند و از مرگ نجات یافتم.
در ادامه با توجه به تكميل پرونده و انجام بازسازي صحنه قتل، بالاخره رسيدگي به پرونده به دادگاه كيفري يك استان تهران محول شد و متهم براي محاكمه در شعبه چهارم دادگاه كيفري حضور يافت كه او اين بار وقتي با درخواست قصاص خانواده مقتول روبرو شد در ادامه از زواياي ديگر قتل تعريف كرد و گفت: من شناسنامه ندارم و غیرقانونی همراه پسر عمویم برای کار به ایران آمدیم. من به عنوان کارگر در یک مغازه نان فانتزی فروشی کار می کردم .شب ها هم نگهبان یک ملک تجاری بودم. پسرعمویم هم در یک ساختمان نیمه ساز کارگر بود. آن شب از سر کار اتاقک نگهبانی آمده بودم و می خواستم بخوابم که ابراهیم با من تماس گرفت و خواست تا پیشم بیاید. من هم پذیرفتم. وقتي رسيد متوجه نیت شوم پسرعمویم شدم. او می خواست به من تجاوز كند. به همین خاطر با چاقو بالای سرم ایستاد و مرا تهدید کردم و این شروع دعوای ما با هم بود. پسرعمویم با چاقو به من حمله کرد که تیغه چاقو به دستم خورد و زخمی شد. او همان موقع یک ضربه هم با چاقو به پهلویم زد. ضربه به حدی شدید بود که چاقو در پهلویم گیر کرد. من که شوکه شده بودم چاقو را با ترس از پهلویم بیرون کشیدم و دنبال پسرعمویم به سمت حیاط رفتم. او در حال فرار بود که دو ضربه به پشت و پهلوی او زدم. ابراهیم هم با چوب به سمتم حمله کرد و یکباره روی زمین افتاد. من از ترس آنجا را ترک کردم و به خانه دوستم رفتم و سپس به بیمارستان منتقل شدم.
سپس وکیل این متهم به دفاع پرداخت و گفت : اگر چه موکلم شناسنامه ندارد اما پزشکی قانونی تایید کرده که وی هنگام ارتکاب جرم 16 سال داشته است. از این رو تقاضا دارم تا طبق قانون مجازات اسلامی جديد با وی برخورد شود. از طرفی نیز موکلم در دفاع مشروع از خودش ناچار به قتل شده و چاره ای غیر از کشتن قربانی نداشته است.
در پایان جلسه هیات قضایی وارد شور شد و با توجه به مدرک های موجود در پرونده رضا را از قصاص معاف و او را به پرداخت دیه محکوم کرد. دیروز این حکم از سوی قضات دیوان عالی کشور مهر تایید خورد و قطعی شد.![]()