آن شهروندی که در فلان شهر کوچک؛ فرسنگها دور از پایتخت است، کجا قادر بوده دسترسی به بازار ارز و طلا و بورس داشته باشد تا بتواند اندکی سرمایه ناچیز خود را حفظ کند؟
تورم و کاهش قدرت خرید کمسابقه ماههای اخیر، ابتدا زندگی این گروه را تحتتاثیر قرار میدهد که سیاستگذار ابزار کمتری را برای محافظت از آنها تعریف کرده است.
در عین حال که برنامههای حمایتی که به نام این گروه تعریف میشود مانند ارز ۴۲۰۰ تومانی فروردینماه تنها رانتی میشود برای گروههای ذینفوذ یا یارانهای میشود برای اقشار مرفهتر جامعه، مانند ارز دانشجویی.
اگر شما توانایی فرستادن فرزندتان به خارج کشور را داشته باشید، دولت از ذخایر ارزی به شما یارانه میدهد؛ اما فلان پدری که به سختی شهریه دانشگاه فرزندش را تامین میکند از یاری دولت بیبهره است!
التهاب را باید از بازارها گرفت؛ در بستر سیاسی، همان راهی که در سال ۱۳۹۲، امید را به جامعه بازگرداند باید بار دیگر مورد توجه قرار گیرد. اما در بستر اقتصادی، این بیش از همه وظیفه سیاست پولی است که استرس را از بازارها بگیرد.
هر روزی که میگذرد، کارآیی ابزار اقتصادی برای کاهش التهاب کمتر میشود، از این رو لازم است هر چه سریعتر نسبت به شرایط بازار واکنش نشان داد.
از آن سو، سیاستمداران اگر فارغ از حرفهای کلی و مبهم، اولا نشان دهند که عمق شرایط موجود را درک میکنند و ثانیا استراتژی مشخصی را در مورد کاهش ریسکهای بینالمللی که موجب التهاب شده، دنبال میکنند، آنگاه بدون تردید وضعیت باثباتی که محصول تفکر دولت اول آقای روحانی بود، بروز مییابد.