صفحه نخست | ياكوزا در تهران محاكمه شد| او يك زن روسي را به ويلاي شمال اش برده بود تا...+ تصوير

ياكوزا در تهران محاكمه شد| او يك زن روسي را به ويلاي شمال اش برده بود تا...+ تصوير

میار: دو سال پيش بود كه فردی با مراجعه به دادسرای جنایی تهران و طرح شکایتی در خصوص قتل برادرش عنوان کرد که برادرش بنام میلاد در کشور ژاپن به قتل رسیده است.

شاکی پرونده پس از حضور در اداره دهم پلیس آگاهی تهران بزرگ در اظهاراتش به کارآگاهان گفت: برادرم بنام میلاد ( متولد 1366 ) مدت شش سال است که به کشور ژاپن رفته و اقامت آن کشور را اخذ نموده و هر از چندگاهی با ما تماس می گرفت تا اینکه در 28 آذر ماه سال گذشته، یکی از دوستان برادرم با من تماس گرفت و عنوان داشت: برادرت طی یک درگیری به شدت مورد ضرب و جرح قرار گرفته و پس از انتقال به بیمارستان فوت کرده است  که گزارش کامل صحنه قتل برادرم در اخبار و تلویزیون آن کشور ژاپن نیز پخش شده است.

با آغاز رسیدگی به پرونده، هماهنگی های لازم از طریق پلیس بین الملل و وزارت امور خارجه  انجام و جسد مقتول به ایران منتقل و به خانواده اش تحویل داده شد. همزمان با انتقال جسد مقتول به تهران و برابر اعلام پلیس ژاپن به وزارت امور خارجه و پلیس بین الملل مشخص شد که مقتول در درگیری با اراذل و اوباش موسوم به یاکوزا و بر اثر جراحات شدید ناشی از ضربات متعدد شمشیر به قتل رسیده است.

در ادامه پیگیری پرونده از سوی پلیس بین الملل در کشور ژاپن، چهار عامل جنایت بنام های رسول ( 31 ساله )، حسین ( 30 ساله )، مجید ( 32 ساله ) و وحید ( 31 ساله ) شناسایی و تحت تعقیب قضایی، پلیسی قرار گرفتند که در نهايت دو تن از متهمین بنام های وحید و مجید توسط پلیس کشور ژاپن دستگیر شدند، در ادامه اقدامات پلیسی جهت دستگیری دو متهم دیگر پرونده، از سوی پلیس ژاپن به پلیس بین الملل اعلام شد که دو متهم دیگر پرونده بنام های رسول و حسین تنها پس از گذشت چند ساعت از ارتکاب جنایت، از کشور ژاپن خارج شده و رسول به ایران و حسین به کشور ایتالیا متواری شده اند. با توجه به متواری شدن احدی از متهمین به نام حسین به کشور ایتالیا، هماهنگی های لازم از طریق پلیس بین الملل انجام و سومین متهم پرونده در کشور ایتالیا دستگیر می شود، آخرین متهم پرونده بنام رسول نیز که پس از ورود غیرقانونی به ایران، زندگی مخفیانه ای را آغاز کرده بود، در آخرین مخفیگاهش در شهرستان تنکابن شناسایی، روز پنجشنبه هفته گذشته دستگیر می شود.

رسول پس از انتقال به اداره دهم ویژه قتل صراحتا به مشارکت در قتل مقتول اعتراف و عنوان داشت:  من به مدت 11 سال بود که در کشور ژاپن در زمینه خرید و فروش موادمخدر فعالیت داشتم تا اینکه من و شرکایم جهت گسترش فعالیت خود اقدام به خرید یک خط تلفن گوشی همراه از مقتول به مبلغ 4 میلیارد تومان کردیم كه خریداران موادمخدر برای خرید مواد با آن تماس می گرفتند، پس از گذشت مدت کوتاهی متوجه کم شدن تعداد تماس های گوشی شدیم! که با پیگیری موضوع مشخص شد مقتول با تعدادی از خریداران تماس گرفته و شماره جدیدش را به آنها داده و این خریداران دیگر برای خرید مواد با شماره خریداری شده توسط من و شرکایم تماس نمی گرفتند.در چندین نوبت به مقتول اخطار کردیم که از این کار دست بردارد و یا پول خط را بازپس بدهد اما او زیر بار نمی رفت تا اينكه ماجراي قتل رخ داد اما من باعث قتل ميلاد نشدم.

در ادامه براي اين پرونده در حالي كيفرخواست صادر شد كه متهم همچنان زير بار اتهام نمي رفت تا اينكه امروز صبح رسول ياكوزا به دادگاه كيفري يك استان تهران آورده و تحت محاكمه قرار گرفت.

ابتداي امر اولياي دم در جايگاه قرار گرفتند و براي متهم درخواست قصاص كردند. در ادامه متهم در جايگاه قرار گرفت كه قاضي زالي به او اتهام مباشرت در قتل عمدي ميلاد را تفهيم كرد اما باز متهم منكر ارتكاب جنايت شد و گفت: به بهانه خرید مواد با مقتول قرار ملاقات گذاشتیم، زمانیکه مقتول بر سر قرار حاضر شد و با ما روبرو شد، به سرعت اقدام به فرار کرد و ما نیز با دو دستگاه خودرو سواری به تعقیب او پرداختیم، من، وحيد و حسين با هم در يك ماشين نشسته بوديم كه جلوي ماشین میلاد پيچيديم و او را از جاده اصلی خارج کردیم كه میلاد مجبور به توقف در حاشیه خاکی جاده شد. قبل از آنکه میلاد موفق به پیاده شدن از ماشین شود، من و سه متهم ديگر به سمت ماشین حمله ور شدیم که میلاد به سمت ما شمشیر و اسلحه کمری کشید، با شمشیر ضربه ای به دست میلاد زدیم که باعث شد تا اسلحه از دستش جدا شود، نهایتا طی یک درگیری، هر کدام از ما چهار نفر با ضربات متعدد شمشیر و چوب به سمت میلاد حمله ور شده و پس از ارتکاب جنایت هر چهار نفر از محل متواری شدیم كه حسين در رم ايتاليا گير افتاد و به ژاپن بازگردانده شد و من نيز در شمال وقتي كه به همراه همسر روسي ام در حال رانندگي بودم بازداشت شدم و از همان ابتداي امر نيز به آقاي مكرم گفتم كه من مقتول را نكشته ام با اين حال آنها بي توجهي كردند و خانواده مقتول نيز چون به كسي جز من دسترسي ندارند مي خواهند با قصاص من خون فرزندشان را جبران كنند اما من نه قاتل هستم و نه ضربه اصلي را زده ام. ما چند ضربه زده ايم كه مقتول به دليل عملكرد كند كاركنان بيمارستان به دليل اينكه او تبعه خارجي بود فوت شد و درواقع بيمارستان در درمان او اهمال كرد. ضربه اصلي و كشنده نيز به زانو خورده است و ابدا كار من نبوده بلكه من دو ضربه زدم كه به بالا تنه خورد و براي اينكه بتوانيم آنجا گرفتار نشويم من فرار كردم و دوستانم تمامي تقصيرات را ريختند روي من و الان هم دقيقا به همين خاطر است كه دادگاه ژاپن به آنها حبس هاي كوتاه مدت داده است در حاليكه حتي آن دادگاه خبر نداشته آنها قاچاقچي موادمخدر هستند و دادگاه فكر مي كند من باعث قتل شده ام و به همين دليل اوراقي كه از پرونده ژاپني به ايران ارسال شده است ابدا مورد تاييد نيست و در واقع آنجا يكسويه به قاضي رفته اند. خانواده ميلاد مي خواهند مرا قصاص كنند چراكه مي دانند ديگر متهمان حتي اگر خودشان هم بخواهند به ايران بازنخواهند گشت و دليل ماجرا نيز به خاطر سازمان حقوق بشر است. سه شريك من اگر از زندان آزاد هم شوند در آنجا پناهندگي مي گيرد چراكه سازمان حقوق بشر با مجازات اعدام مخالف است و مي داند آنها در صورت بازگشت به ايران با مجازات اعدام روبرو خواهند شد و براي اينكه آنها را از اعدام نجات دهد نمي گذارد آنها بازگردند مگر با مسئوليت خودشان.

در انتها هيئت قضائي به رياست قاضي زالي وارد شور شد تا براي سرنوشت متهم پرونده تصميم گيري كنند.

6 شهریور 1397, 19:32
بازگشت