صفحه نخست | برادرشوهرم در حضور پسرم به خانه آمد و پس از بیهوش کردن من لباس هایش را...+ تصویر

برادرشوهرم در حضور پسرم به خانه آمد و پس از بیهوش کردن من لباس هایش را...+ تصویر

میار: ماجراي اين پرونده به 22 بهمن ماه سال 90 باز مي گردد اما ماجرايي كه مهمتر از موضوع پرونده امروز بود مربوط به قتل هايي مي شود كه پيش زمينه تشكيل پرونده امروز بود. در اين پرونده مردي متهم است برادر خود را به همراهي دوستش كشته است و پيش زمينه اين قتل انتقام گيري بوده است. انتقام گيري در اين پرونده به اين دليل اتفاق مي افتد كه زن مقتول برادرشوهر و پدرشوهر خود را به رگبار مي بندد!

رسيدگي به اين پرونده از روز 22 بهمن ماه سال 90 آغاز شد. در آن روز ها ماموران كلانتري 176 حسن آباد در جريان كشف جسد خونين مرد جواني قرار گرفتند كه متهمان قبرش را نيز همان حوالي كنده بودند و براساس شواهد موجود اين مرد با قمه و رگبار اسلحه كشته شده بود.

به اين ترتيب رسيدگي به اين پرونده در اختيار اداره دهم آگاهي پايتخت تهران بزرگ قرار گرفت در حاليكه تحقيقات اوليه از اين نشان داشت كه متهمين بر اثر اختلاف خانوادگي دست به چنين جنايتي زده باشند اما اين تمام ماجرا نبود و با بررسي هاي بيشتر ماموران اداره آگاهي مشخص شد ماجرا از اختلاف خانوادگي نيز پيچيده تر مي باشد


ماجرايي كه باعث قتل دوم در تاريخ 22 بهمن ماه سال 90 شده بود در واقع به چهار ماه پيش باز مي گشت. در آن روز زني در پوشش مردانه به يك ساختمان در شهرك واوان اسلامشهر يورش برده بود و بعد از ورود به ساختمان دو نفر را به رگبار بسته بود. شواهد و قرائن نشان از اين داشت كه قاتل از آشنايان مقتولين باشد و به احتمال زياد درگيري نيز از نوع خانوادگي است.

به اين ترتيب موضوع تحت بررسي هاي موشكافانه كارآگاهان آگاهي قرار گرفت تا اينكه مشخص شد قاتل و همدستش از آدرس كنوني خود تغيير مكان داده اند كه در نهايت پليس توانست آنها را بازداشت كند و مدتي بعد از آن پرده از راز جنايت برداشته شد.

زن جوان با هويت جميله در اظهاراتش گفت: شوهرم كه همدستم در اين قتل است مرا به اين كار تحريك كرد. او به رابطه من و برادرش رسول شك كرده بود و به من مي گفت تو با رسول رابطه داري اما من اين حرف او را رد كردم تا اينكه او گفت اگر راست مي گويي بايد بروي و برادرم را بكشي. قرار بود آن روز من رسول را بكشم و تيراندازي را نيز خود شوهرم به من ياد داده بود اما وقتي به خانه پدرشوهرم رفتم يكدفعه اشتباهي برادر ديگر شوهرم را به همراه پدرشوهرم كشتم. من قرار بود رسول را بكشم اما وقتي به در خانه او در طبقه دوم رفتم او در را باز نكرد و يك گلوله شليك كردم كه برادرشوهرم به همراه پدرش بالا آمدند و من اين دو نفر را به جاي رسول كشتم و از آنجا فرار كردم.

اين قتل كه در چهار ماه پيش از وقوع قتل شوهر جميله به نام كريم رخ داده بود شروع درگيري بود. شوهر جميله كه در اين پرونده اتهامش تنها معاونت در جرم بود از زندان آزاد شده بود كه يك روز فرشيد دوست قديمي اش با او جايي قرار مي گذارد و يكي از برادران مقتول به نام حنيف كه براساس شواهد با انگيزه انتقام گيري وارد اين ماجرا شده بود كريم را مي كشد.

حنيف و فرشيد دو سال بعد از وقوع جنايت بازداشت مي شوند و وقتي فرشيد در برابر افسر بازجوي پرونده قرار مي گيرد مي گويد: حنيف به من تيراندازي ياد داد و از من قول گرفت كه با هم برادرش را بكشيم. انگيزه او را از اين كارش نمي دانم اما فكر كنم به خاطر اينكه حنيف باعث و باني مرگ برادر و پدرش شده بود اين تصميم را گرفته بود. او به من گفت تو به كريم اطلاعات اشتباه بده و بگو كه من مي خواهم او را بكشم. من نيز همين كار را كردم و يك روز به دروغ با او در حاشيه فشافويه قرار گذاشتم و همينكه او با خودروي پرادوي خود سر قرار آمد مرا از دور در حال قبر كندن ديد و حنيف به او شليك كرد اما از آنجايي كه هنوز كشته نشده بود با ضربات قمه نيز به گردن و سينه او زد كه در نتيجه اين امر او به طور كامل جانش را از دست داد


امروز صبح بود كه آخرين جلسه رسيدگي به اين پرونده پيچيده برگزار شد. در اين جلسه زن مقتول (كه در پرونده اي ديگر دو فقره قتل را به گردن گرفته است) به عنوان شاهد به همراه دو متهم اصلي پرونده حضور داشت و اولياي دم كه فرزند مقتول بود براي قاتل درخواست قصاص كرد.

در ابتدا حنيف به اتهام قتل كريم در جايگاه قرار گرفت و ماجراي قتل را توضيح داد و در ادامه متهم رديف دوم نيز در دفاع از خود ماجراي قتل را نپذيرفت و گفت من معاونتي در قتل نداشتم و فقط اسلحه را نزد خودم نگه داشته بودم كه مقتول با آن كشته نشد و حنيف برادرش را با ضربات قمه كشت.

در ادامه روند رسيدگي به پرونده از جميله كه براساس متن پرونده به قصاص براي قتل برادر و پدرشوهرش محكوم شده است در جايگاه قرار گرفت و گفت: اگرچه در ابتداي پرونده قصد داشتم ماجراي تجاوز رسول را مطرح نكنم اما حالا مي خواهم به خاطر شوهرم حقيقت ماجرا را بگويم. ماجراي اين قتل ها به تجاوزي بازمي گردد كه رسول آن را آغاز كرد. يك شب قرار بود رسول به خانه ما بيايد و در غياب شوهرم كنار من و فرزندم باشد تا ما نترسيم اما او به من آن شب آبميوه مسموم خوراند و مرا كشت. من هم به شوهرم ماجرا را گفتم و او به من اسلحه داد و شروع كرد به آموزش من. مدت چهار ماه تمام به من مشروب مي داد و با هم شيشه مصرف مي كرديم تا من بتوانم نقشه اش را اجرا كنم. قرار بود خودم برادرم را بكشم و قرار نبود كسي از اصل ماجرا بويي ببرد. روز قتل وقتي به ساختمان پدرشوهرم رفتم در را به راحتي باز كردم و وارد شدم و به طبقه دوم رفتم تا برادرشوهرم رسول را بكشم اما او جلوي در نيامد و وقتي يك شليك كردم بر اثر صداي شليك گلوله برادرشوهر ديگرم به همراه پدرشوهرم بالا آمدند و من آنها را به رگبار بستم. بعد از آن با شوهرم فراري شديم تا اينكه يك دستگير شديم و وقتي كريم از زندان آزاد شد حنيف كه كينه برادرش را به دل گرفته بود او را كشت و در نهايت پرده ها از راز جنايتش برداشته شد.

در انتهاي رسيدگي به اين پرونده قضات وارد شور شدند تا براي سرنوشت حنيف و فرشيد تصميم گيري كنند.
7 مرداد 1397, 19:31
بازگشت