میار: سرهنگ علی ولیپور گودرزی ، معاون مبارزه با جرایم جنایی پلیس آگاهی تهران بزرگ ، از ادامه تحقیقات جهت دستگیری عامل جنایت خیابان شهید مصطفی خمینی خبر داد که در یک درگیری ، با سلاح سرد اقدام به ارتکاب جنایت کرده است .

به گزارش میار، معاون مبارزه با جرایم جنایی پلیس آگاهی تهران بزرگ ، در توضیح این خبر گفت : ساعت 14:35 مورخه 12/10/1396 و از طریق مرکز فوریت های پلیسی 110 وقوع یک نزاع و درگیری در خیابان شهید مصطفی خمینی – ابتدای کوچه سیداسماعیل به کلانتری 113 بازار اعلام شد . با حضور مأمورین کلانتری و اورژانس در محل فرد مصدوم به بیمارستان منتقل اما پس از چند ساعت و با وجود انجام اقدامات درمانی فوت می کند .
با تشکیل پرونده مقدماتی با موضوع "قتل عمد" ، پرونده در اختیار اداره دهم ویژه قتل پلیس آگاهی تهران بزرگ قرار گرفت . کارآگاهان اداره دهم پلیس آگاهی با بررسی تصاویر بدست آمده از دوربین مداربسته ی داخل مغازه اطلاع پیدا کردند که مقتول ( 30 ساله ) بلافاصله پس از ورود به داخل مغازه با شاگرد راننده ( قاتل متواری ) درگیر شده ؛ طی آن مورد اصابت جسم تیز قرار گرفته و پس از انتقال به بیمارستان فوت کرده است .
صاحب مغازه در اظهاراتش به کارآگاهان گفت : روز درگیری متوفی حدودا 15 تماس تلفنی با مغازه بنده داشت و طی آن با شاگرد مغازه به نام حمید درگیری لفظی پیدا کرده بود ؛ زمانیکه متوفی داخل مغازه شد ، بدون هرگونه صحبتی به سمت حمید رفت و به شدت با هم درگیر شدند . در آن لحظه بلند شدم تا آنها را از هم جدا کنم که چاقویی که دست شاگردم ( حمید ) بود به دست من خورد و من از ناحیه دست زخمی شدم . به کمک همسایه ها مشغول جدا کردن متوفی از شاگرد مغازه بودم که در حین جدا کردن آنها ، چاقویی که دست حمید بود به سینه ی متوفی برخورد کرد و پس از چند لحظه او روی زمین افتاد که بلافاصله به اورژانس زنگ زده تا او به بیمارستان منتقل شود .
شاهدان صحنه درگیری نیز در اظهاراتی مشابه عنوان داشتند که با شنیدن صدای داد و فریاد همسایه ها مبنی بر اینکه داخل مغازه آقای ... چاقوکشی و درگیری شده خودشان را به محل درگیری رسانده و متوجه شدند که شاگرد مغازه به نام "حمید . ق" ( 31 ساله ) با چاقو ، متوفی به نام "ناصر . م" ( 30 ساله ) را از ناحیه قفسه سینه مجروح کرده و از محل متواری شده است .
کارآگاهان اداره دهم با شناسایی محل سکونت "حمید . ق" در خیابان 17 شهریور به تحقیقات از همسایگان محل سکونت وی پرداخته و مشخص می شود که حمید به صورت مجردی زندگی می کند ؛ لذا در ادامه ، با شناسایی دیگر اعضای خانواده ی حمید ، از آنها تحقیقات بعمل آمده و آنها نیز همگی عنوان می کنند که هیچ اطلاعی از حمید ندارند .
سرهنگ علی ولیپور گودرزی ، معاون مبارزه با جرایم جنایی پلیس آگاهی تهران بزرگ ، با اعلام دستور انتشار بدون پوشش تصویر متهم پرونده عنوان داشت : در ادامه رسیدگی به پرونده و به جهت دستگیری متهم ، هماهنگی های لازم با شعبه ششم بازپرسی دادسرای ناحیه 27 تهران جهت انتشار بدون پوشش تصویر متهم تحت تعقیب اداره دهم ویژه قتل پلیس انجام شده است ؛ لذا از کلیه شهروندان محترم که موفق به شناسایی تصویر متهم متواری شده و اطلاعاتی در خصوص مخفیگاه و یا محل های تردد وی دارند درخواست می شود تا هرگونه اطلاعات خود در این خصوص را از طریق شماره تماس 51055437 در اختیار کارآگاهان اداره دهم پلیس آگاهی تهران بزرگ قرار دهند.

جزئیات ماجرا از زبان مرد پتوفروش
آنطور كه مشخص است مقتول به نام ناصر در مغازهاي در مركز تهران كار ميكرد و روزحادثه به مغازه پتوفروشي رفت تا درخصوص اختلافات مالي خود با صاحب مغازه صحبت كند. اما در آنجا بهدليل ناسزاگويي با كارگر مغازه درگير شد و جوان كارگر كه دوماهي بود در مغازه پتوفروشي استخدام شده بود، با چاقو به سمت ناصر هجوم برد و پس از مجروح كردن وي از مغازه گريخت.
صاحب پتو فروشی براي انجام تحقيقات به شعبه ششم دادسراي جنايي تهران منتقل شد و درخصوص جزئيات ماجرا می گوید: مقتول به نام ناصر از دوستانم بود اما از يك سال پيش بر سر مسائل مالي با هم اختلاف پيدا كرديم. من به او يك ويلا فروخته بودم كه او نتوانست پول آن را كامل بپردازد و ويلا را پس داد.
از سوي ديگر يك خودرو هم به او فروختم كه نزديك 54ميليون تومان به من بدهكار شد. براي پس گرفتن پولم وكيل گرفته بودم و او پيگير كارهايم بود تا اينكه روز حادثه با همسرم قرار گذاشتم تا براي انجام كاري به محضربرويم. لحظاتي بعد حمید، كارگر مغازهام با من تماس گرفت و گفت در غياب من، ناصر به مغازه زنگ زده و فحاشي كرده است. ظهر وقتي كارم تمام شد به مغازه رفتم و به همراه حمید و كارگران ديگرمشغول خوردن ناهار شديم كه حدود ساعت 14:30مهدي(مقتول) وارد مغازهام شدتا درخصوص مسائل مالي با هم صحبت كنيم اما چون ظهر تلفني با حمید (كارگرمغازه) درگير شده بودند وقتي يكديگر را ديدند باهم بگو مگو كردند و درگيري آنها بالا گرفت.
ناگهان حمید از جيبش چاقو بيرون آورد حتي در فيلم هم مشخص است، من براي ميانجيگري وارد دعواي آنها شدم تا چاقو را از دست حمید بگيرم اما دست خودم هم زخمي شد. ناگهان ديدم ناصر چاقو خورده است. براي همين به سرعت با اورژانس تماس گرفتيم. كسبههاي ديگر هم كه صداي درگيري را شنيده بودند، وارد مغازهام شدند كه در اين ميان حمید (عامل جنايت) بيآنكه كسي متوجه شود از ميان جمعيت عبور كرد و از مغازهام خارج شد. البته من در آن لحظه متوجه نشدم، بعد از جنايت، لحظه فرار حمید را در فيلم دوربين مداربسته ديدم. جست وجو براي دستگيري متهم فراري ادامه دارد.