سرش را بريدم و خيلي خوشحال شدم
میار: مرد عجيب و غريبي كه طي يك پرونده قتل ابتدا خود را به ديوانگي زده و در جلسه دادگاه ادعاي سلامت رواني كرده بود حالا مدعي شده در لحظه قتل ديوانه نبوده و فقط به خاطر اينكه مقتول روابط كثيفي با مردان بسياري داشته است او را به قتل مي رساند. رسيدگي به اين پرونده در شعبه اول دادگاه كيفري يك استان البرز به رياست قاضي هدايت رنجبر صورت گرفت. بنابراين گزارش به زودي قضات حكم خود را براي متهم صادر خواهند كرد.
به گزارش میار، رسيدگي به اين پرونده از آبان سال 94 و با گزارش كشف جسد خون آلود زني 47 ساله در كرج آغاز شد. سريعا پس از اين پليس در محل حضور يافت كه مشخص شد سر جسد تقريبا به طور كامل از بدنش جدا شده است و بعد از آن بازپرس كشيك قتل نيز در جريان موضوع قرار داده شد. پليس كه در محل وقوع جنايت حضور يافته بود تحقيقات اوليه را كليد زد و با تلاش ماموران آگاهي شهود اعلام كردند كه رفت و آمد پسر جواني را به اين خانه در شب قتل ديده اند.
تحقيقات پليس براي بازداشت متهم به زودي به جريان مي افتد و وقتي متهم بازداشت شد به افسر بازجوي پرونده خود مي گويد: زني كه كشته شده است از دوستان صميمي مادرم بود. او را خاله صدا مي زدم و شب قتل به بهانه كارت دعوت عروسي وارد خانه اش شدم و با صحبت كردن سعي كردم سر او را گرم كنم. در حقيقت من دستور امامم را براي كشتن اين زن دريافت كرده بودم چراكه اين زن روابط كثيف و متعددي با مردان غريبه داشت و من از همان ابتداي كودكي شاهد اين ماجرا بودم. چراكه وقتي با اين زن در خانه اش تنها مي شدم او مردان متعددي را به خانه مي آورد و با اينكه فكر مي كرد من نمي فهمم اما همان موقع نيز متوجه موضوع بودم. به همين دليل تصميم به قتل او گرفته بودم تا اين زن فاسد را از روي زمين بردارم. بعد از اينكه صحبت هايمان در آن شب تمام شد و او از فردي گفت كه قرار بود با او ازدواج كند اما خلف وعده كرده بود و همينطور از مردان ديگري گفت كه با آنها روابط دارد، من به اتاقي رفتم و در آن خوابيدم و او نيز در اتاق خودش خوابيد. نيمه شب بيدار شدم و وقتي بالاي سرش رسيدم به روي سينه اش نشستم و با دست هاي خودم او را خفه كردم. در ادامه چاقويي كه همراه خودم آورده بودم را براي بريدن گردنش به كار بردم اما موفق نشدم و در نتيجه تصميم گرفتم چاقوي بهتري از آشپزخانه بياورم چراكه چاقوي خودم كج و كوله شده بود. با چاقوي بزرگتر به راحتي سرش را بريدم و تنها قسمتي از گردنش را گذاشتم كه سرش از بدنش آويزان باشد و او را كشان كشان به سمت بالكن بردم. در آن لحظه خيلي خوشحال شدم و شروع به ذكر فرستادن كردم! چرا كه من موفق شده بودم دستور امامم را به طور كامل به اجرا برسانم!!! و يك زن كثيف را از روي زمين كم كنم. بعد از آن جسد را در همان حال نزديك بالكن خانه رها كردم و در را نيز باز گذاشتم كه همسايه متوجه او شوند و جسد اين زن كثيف را از اينجا بردارند و خودم نيز از آنجا بيرون آمدم.
در ادامه رسيدگي به اين پرونده تحقيقات براي پيدا كردن اولياي دم به جريان افتاد و چندي بعد متهم براي بررسي سلامت رواني خود به پزشكي قانوني فرستاده شد كه او در آنجا ادعاي ديوانگي كرد در حاليكه هيچ ردي از عدم سلامت رواني در او ديده نمي شد. با اين وجود او بيش از پنج سال خودش را به ديوانگي زده بود و با همين كارهايش سعي داشت تحقيقات را منحرف كند كه بالاخره هفته جاري جلسه رسيدگي به اين پرونده در دادگاه كيفري يك استان البرز تشكيل شد و متهم زمانيكه در جايگاه قرار گرفت در كمال تعجب گفت من سالم هستم و در اين همه سال همه شما را سركار گذاشته بودم.
در اين جلسه كه به رياست قاضي رنجبر تشكيل شده بود ابتداي امر، اولياي دم براي اين مرد 27 ساله درخواست قصاص كردند و بعد از آن متهم در دفاع از عملكرد خود گفت: اين زن كاري كرده بود كه اطمينان من به همه زنان از بين رفته بود. ديگر به هيچ زني اعتماد نداشتم و نمي توانستم زن بگيرم. فكر مي كردم با اين تاثيري كه مقتول روي من گذاشته است تا ابد يالقوز خواهم ماند. با توجه به اينكه او زن فاسدي بود و در مورد او بايد دستور امامم را اجرا مي كردم آن شب به آنجا رفتم و او خودش در همانجا به من از روابط عديده اش با مردان ديگر گفت و حتي از فردي اسم آورد كه قرار بود باهم ازدواج كنند اما آن مرد خلف وعده كرده بود. من همين الان هم از كشتن او خيلي خوشحال هستم و فكر مي كنم بايد اين كار را مي كردم.
در ادامه رسيدگي به اين پرونده قضات وارد شور شدند تا براي اين مرد جاني تصميم گيري كنند.
