صفحه نخست | نگاهی به سریال ویدئویی «گلشیفته» / از «گلشیفته» تا مهناز افشار

نگاهی به سریال ویدئویی «گلشیفته» / از «گلشیفته» تا مهناز افشار

از نگاه خوانندگان – ایلیا آل خمیس
دنیای هنر،دنیای وابسته ای است و کسی که اهل این دنیاست این مطلب را بیشتر درک می کند.بین هنرهای دراماتیک ،تجسمی،موسیقی و ادبیات ، تفاوت شکلی بسیاری است، اما بطن همه آنها یک هدف را دنبال می کند و آن ، پیام هنرمند است که در ظرف های مختلف،شکل ظاهری مختلف پیدا می کند. فرم و محتوا دو عنصر مهم تشکیل دهنده آثار هنری به صورت کلی هستند و غرض از این پیشگفتار کوتاه، توجه به فرم و محتوا در «گلشیفته» بهروز شعیبی است.می دانیم که از عمر مدیوم فیلم های نمایش خانگی در ایران زیاد نمی گذرد و ورود به این عرصه ریسک پذیر است؛چرا که فضای این مدیوم هنوز در حال آزمایش و خطاست و با توجه به مشکلات بخش خصوصی و برگشت سرمایه به تهیه کننده ،ساخت یک اثر با مشکلات فراوانی روبروست که شکست بعضی فیلم ها یا نیمه کار ماندن آنها از ذهن مخاطب فراموش نمی شود. برای گلشیفته که اولین سریال نمایش خانگی بهروز شعیبی محسوب می شود،به نظر می رسدروزهای خوبی در پیش است.فرم روایی قصه از ضرباهنگ خوبی برخوردار است و به تماشاگر اجازه نمی دهد که تخیلش را وارد صحنه کند.فیلم بر تماشاگر و تخیلش غالب است و فرم روایی تصویر با کات های به موقع و انتقال به سکانس بعدی نشان از ذکاوت ذهن شعیبی در ساخت یک سریال کمدی-اجتماعی دارد.قصه فیلم که بر اساس طرحی از خشایار الوند و امیرعباس پیام نوشته شده است، با سرپرستی خود کارگردان باورپذیر است.این باور پذیری، آنرا قابل لمس می کند و در عین قابل لمس بودن دارای رازی است.رازی بزرگ که باعث کشش داستان می شود و برای کشفش باید همگام با گلشیفته داستان با بازی مهناز افشار حرکت کرد تا شاید در ادامه پرده از آن برداریم .اما درکنار بازیِ مثل همیشه زیبای چهره هایی چون مهدی هاشمی،سیامک انصاری و ..بازی مهناز افشار و شیلا خداداد متفاوت و قابل تامل است و شاید بتوان گفت مهناز افشار پس از سال ها ماندن در یک شکل،در سریال گلشیفته ،پوست اندازی کرده است و در چهره ای متفاوت ظاهر می شود.جمله سوپراستار دوباره برمی گردد،برازنده اوست.
در عنصر محتوا،پیام قصه محترم است.پرداختن به معضلات اجتماعی و معماری ایرانی و ورود یزد با آن ریشه ها و فرهنگ غنی اش ،توامان در مذهب و فرهنگ،جای تقدیر دارد.خط محوری قصه دچار چندپارگی نیست و برخلاف نقدهایی که سریال در این چند روز وارد شده،ساختار داستان دارای چفت و بست منطقی است.ترکیب بندی کادرها از زیباشناختی خاصی برخوردار است؛نه سینمایی محض است و نه تلویزیونی محض.ترکیبی از این دو که برای گستره وسیعتری از مخاطبان در نظر گرفته شده است و به نظر می رسد بهروز شعیبی در این سریال طیف مخاطبان بیشتری را جستجو می کند.برای آنکه بر امر مطبوع و امر زیبا از دیدگاه ایمانوئل کانت در زیباشناسی واقف است، باید گفت که سریال گلشیفته اگر هم امر زیبا نباشد ،بدون شک امر مطبوع محسوب می شود و حداقل هدف و رسالت هر اثر هنری همین مطبوع بودن است و بهروز شعیبی رسالتش را انجام داده است.بهروز شعیبی ،همان بهروز دهلیز،پرده نشین و سیانور است با نگاه زیبا شناختی خاص خودش و البته با زنده کردن دوباره سوپراستار…
 
16 اردیبهشت 1397, 12:10
بازگشت